شهر من گم شده است

پشت دریا شهری است، قایقی باید ساخت

شهر من گم شده است

پشت دریا شهری است، قایقی باید ساخت

درباره بلاگ
شهر من گم شده است

توی این عصری که مردم با وجود فضاهای مجازی و دسترسی همه به اونها احساس عکاس بودن، نویسنده بودن و روشنفکر بودن دارن، دست به قلم بردن من نه تنها چیزی رو از این دنیا کم نمیکنه بل کم زیاد هم کرد!

۲۱ تیر ۹۶ ، ۲۲:۳۵

که عشق آسان نمود اول

نامه شماره 1

تقدیم به همسر عزیزم:

این غیرقابل تحمل­ترین تنهایی هست که توی زندگیم تجربه کردم، هیچوقت خودم رو در چنین وضعیتی تصور نمیکردم. من همیشه تنهایی رو دوست داشتم  و ازش استقبال میکردم حتی روزهایی که هنوز نیومده بودم خوابگاه، ساعت­ها میرفتم و توی اتاقم میموندم، کتاب میخوندم و کارهای دیگه انجام می­دادم و باتنهایی و خلوت خودم کیف میکردم ولی الان هیچ چیز شکل قبل نیست، تنهایی بدجوری داره بهم فشار میاره. تنهایی بغض شده توی گلوم و داره روی گونه­هام سرازیر میشه.

واقعا چرا؟ چرا این­بار من نمیتونم با تنهاییم کنار بیام؟ دلیلش فقط یه چیز میتونه باشه و اون هم تویی، تویی که باید کنارم باشی و نیستی و این نبودن داره بدجوری آزارم میده.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی